ایران و راه‌های خروج از بحران؛ ضرورت یک چرخش راهبردی
ایران و راه‌های خروج از بحران؛ ضرورت یک چرخش راهبردی

ابوالقاسم عابدین پور رئیس جبهه اصلاحات خراسان رضوی: ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاست خارجی روبه‌روست؛ بحران‌هایی که به یکدیگر پیوند خورده‌اند و نمی‌توان آنها را جداگانه حل کرد.

به گزارش اختر شرق؛ ابوالقاسم عابدین پور رئیس جبهه اصلاحات خراسان رضوی گفت: ایران امروز با مجموعه‌ای از بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاست خارجی روبه‌روست؛ بحران‌هایی که به یکدیگر پیوند خورده‌اند و نمی‌توان آنها را جداگانه حل کرد.
نخستین گام برای خروج از این وضعیت، پذیرش واقعیت‌ها و پرهیز از انکار مشکلات است. کشور برای عبور از بحران به تصمیم‌های واقع‌بینانه و شجاعانه نیاز دارد.

🔹مهم‌ترین اولویت، کاهش خطر جنگ و تنش خارجی است. ناامنی و احتمال درگیری، سرمایه‌گذاری، تولید و برنامه‌ریزی اقتصادی را دشوار می‌کند.
ایران باید از ظرفیت دیپلماسی برای رسیدن به یک دوره پایدار از آرامش استفاده کند. مذاکره با قدرت‌های جهانی، اگر بر اساس منافع ملی، مرحله‌بندی و دریافت امتیاز متقابل باشد، الزاماً به معنای عقب‌نشینی نیست.
کاهش تحریم‌ها می‌تواند فرصت مهمی برای اقتصاد ایران ایجاد کند؛ اما نباید همه مشکلات اقتصادی را به تحریم نسبت داد.
کسری بودجه، تورم، ناترازی بانک‌ها، فساد، انحصار و بی‌ثباتی قوانین، مشکلاتی ساختاری هستند که حتی پس از کاهش تحریم‌ها نیز باید اصلاح شوند.
اقتصاد ایران بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. سرمایه‌گذار باید بداند قوانین، نرخ ارز و سیاست‌های اقتصادی فردا به‌طور ناگهانی تغییر نمی‌کند.
دولت باید میدان بیشتری برای بخش خصوصی واقعی فراهم کند و از رقابت نابرابر میان بخش خصوصی و مجموعه‌های دولتی و شبه‌دولتی بکاهد.

🔹در کنار اصلاح اقتصادی، بازسازی اعتماد عمومی ضروری است. شفافیت، مبارزه واقعی با فساد و ارائه اطلاعات صادقانه درباره وضعیت کشور می‌تواند بخشی از این اعتماد را بازگرداند.
مردم نیز نباید تنها به تحمل شرایط سخت دعوت شوند؛ بلکه باید آثار اصلاحات را در زندگی و معیشت خود احساس کنند.

🔹در سیاست خارجی، ایران به یک توازن جدید نیاز دارد. رابطه با چین و روسیه مهم است، اما نباید به وابستگی تبدیل شود. هم‌زمان باید روابط با اروپا، هند، کشورهای عربی و همسایگان گسترش یابد.
تنش‌زدایی منطقه‌ای می‌تواند فرصت بزرگی برای ایران باشد. امنیت خلیج فارس، توسعه تجارت، ترانزیت، انرژی و همکاری اقتصادی با کشورهای منطقه می‌تواند بخشی از فشارهای موجود را کاهش دهد.

🔹ایران همچنین باید از ظرفیت موقعیت جغرافیایی خود استفاده کند. قرار گرفتن میان آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و اقیانوس هند، امکان تبدیل کشور به یکی از مسیرهای مهم ترانزیت و تجارت منطقه را فراهم می‌کند.
توسعه روابط اقتصادی با همسایگان می‌تواند حتی در شرایط اختلاف سیاسی نیز ادامه یابد و به تدریج منافع مشترکی ایجاد کند که خود عاملی برای کاهش تنش باشد.

🔹در داخل نیز بحران آب و انرژی نیازمند تصمیم فوری است. اصلاح مصرف، سرمایه‌گذاری در زیرساخت، توسعه انرژی‌های نو و مدیریت علمی منابع باید در اولویت قرار گیرد.
درآمد نفت نیز باید بیشتر به سرمایه‌گذاری در زیرساخت، فناوری، حمل‌ونقل و تولید اختصاص یابد، نه افزایش هزینه‌های جاری.
ایران همچنین باید برای حفظ نیروی انسانی و سرمایه داخلی تلاش کند. بدون امنیت اقتصادی، ثبات و امید به آینده، سرمایه و نیروی متخصص راه خود را به خارج پیدا خواهند کرد.
اصلاحات سیاسی و اجتماعی نیز باید در کنار اصلاحات اقتصادی پیش برود؛ زیرا توسعه اقتصادی بدون افزایش اعتماد، مشارکت و احساس امنیت اجتماعی، پایدار نخواهد بود.

🔹کشور برای عبور از شرایط موجود به تصمیم‌های کوتاه‌مدت و مسکن‌های موقت اکتفا نمی‌تواند کرد. باید یک نقشه راه روشن، قابل سنجش و دارای زمان‌بندی مشخص برای چند سال آینده تدوین شود.
راه خروج از بحران نه در انزواست و نه در وابستگی؛ بلکه در ترکیب دیپلماسی فعال، اصلاحات اقتصادی و بازسازی سرمایه اجتماعی است.
ایران به یک برنامه چندساله و فراتر از تغییر دولت‌ها نیاز دارد؛ برنامه‌ای برای مهار تورم، افزایش سرمایه‌گذاری، ایجاد اشتغال، اصلاح اقتصاد، حل بحران آب و انرژی و کاهش تنش خارجی.
چنین برنامه‌ای باید از پشتوانه سیاسی گسترده برخوردار باشد تا با تغییر دولت‌ها کنار گذاشته نشود و منافع بلندمدت کشور بر ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی غلبه کند.
بحران کنونی می‌تواند نقطه پایان یک دوره فرسایشی یا آغاز یک دوره اصلاح باشد.
مسئله اصلی، انتخاب میان ادامه چرخه بحران، فشار و واکنش یا حرکت به سوی ثبات، توسعه و تعامل است.

🔹ایران برای خروج از بحران بیش از هر چیز به یک چرخش راهبردی نیاز دارد؛ چرخشی که در آن قدرت ملی فقط با توان نظامی سنجیده نشود، بلکه اقتصاد، رفاه مردم، سرمایه اجتماعی، علم، فناوری و دیپلماسی نیز ارکان اصلی قدرت کشور باشند.