چالش بازنمایی هویت چندلایه شهر در موزه‌ها
چالش بازنمایی هویت چندلایه شهر در موزه‌ها

موزه‌ در زمره ابزارهایی است که در انتقال تجربه و نظام ارزشی جامعه در گذر زمان و نسل‌ها، می‌تواند نقشی مهم و تأثیرگذار داشته باشد اما این تأثیرگذاری زمانی مورد اقبال مخاطبان در نسل جدید قرار خواهد گرفت که تصویر ارائه شده از گذشته، کامل، بدون سانسور و با زبانی قابل فهم برای نسل جدید باشد.

به گزارش اختر شرق:

حسین ابراهیمی، کارشناس میراث فرهنگی و مدرس دانشگاه در یادداشتی نوشت: یکی از دغدغه‌های نگارنده این سطور که پیش از این نیز طی یادداشت‌هایی بیان شده است، ضرورت حفظ خاطره جمعی شهروندان و نقش آن در تقویت و انسجام هویت فرهنگی و تاریخی ایشان است. در همین پیوند یکی از جلوه‌های این ضرورت را می‌توان در چالش پیش‌روی موزه‌ها در بازنمایی هویت چندلایه شهر به مخاطبان دانست. به عنوان نمونه عینی می‌توان از شهر مشهد نام برد. شهری با پیشینه مذهبی که اساساً شکل‌گیری آن مرهون عامل مذهب و هجرت تاریخی حضرت رضا(ع) از مدینه به مرو و در نهایت تدفین پیکر مطهر ایشان در این موضع جغرافیایی است.

بعید است از بین اهل نظر، کسی منکر اهمیت این رخداد در شکل‌گیری شهر مشهد و هویت تاریخی آن باشد. اما برای بسیاری از کارشناسان و پژوهش‌گران تاریخ و فرهنگ مشهد، این پرسش مطرح است که آیا آن‌گونه که برخی سیاسیون مدعی هستند؛ مشهد صرفاً شهری مذهبی است؟ یا اینکه در کنار عامل مذهب، در گذر زمان هویتی تاریخی و نیمه‌مذهبی و حتی غیرمذهبی نیز در این شهر به مرور زمان شکل گرفته است؟ پاسخ به این پرسش با توجه به دگردیسی ایجاد شده در بنیان‌های اخلاقی و ارزشی جامعه و کاهش وزن و جایگاه تعریف و رویکرد کهن به مذهب در بین نسل جدید، بسیار ضروری و در بازتعریف نقش و کارکرد موزه‌ها حایز اهمیت است.

بدون اینکه بخواهیم برای سرپوش گذاشتن بر واقعیت جامعه، با کلمات بازی کنیم، باید اذعان کنیم که نسل جدید ایرانیان (نسل Z و پس از آن) در موضوع نگرش مذهبی، تقریباً گرفتار پدیده «گسست فرهنگی» شده است. به گونه‌ای که تعریف و کارکرد دین و مذهب در دیدگاه ایشان، تفاوت‌های بنیادین با نسل‌های پیشین دارد. تأکید می‌شود که این سخن به معنی دین‌گریزی و یا ضدیت با دین در نسل جدید نیست. بلکه صحبت از شکل‌گیری رویکردی متفاوت نسبت به دین و عناصر مذهبی در بین نسل جوان است.

در چنین شرایط و اوضاعی، آیا در موزه‌های اصلی شهر مشهد همچنان باید هویت مذهبی شهر در نقطه کانونی باشد و سایر وجوه تاریخی و فرهنگی آن به ویژه در پیوند با تاریخ معاصر مورد بی‌توجهی قرار گیرند؟ آیا همچنان باید شاهد غلبه روایت «قدسی» بر روایت «تاریخی» در معرفی پیشینه دومین کلان‌شهر کشور باشیم؟ آیا باید اجازه دهیم روند فعلی که دردمندانه تمایل به حذف یا کم‌رنگ نمودن میراثِ معاصرِ و غیرمذهبی مشهد دارد، تداوم داشته باشد؟

بی‌تردید نزد آگاهان و دغدغه‌مندان، پاسخ این پرسش‌ها منفی است و ایجاد توازن در بازخوانی و بازنمایی هویت فرهنگی و تاریخی شهر، امری ضروری و هم‌راستا با مطالبه نسل جدید است. چراکه اگر خواهان حفظ و تحکیم پیوند نسل جدید با هویت فرهنگی و تاریخی و حتی مذهبی شهر باشیم و امکان بهره‌برداری از این ظرفیت در بحران‌های احتمالیِ پیش‌رو برای کاربدستان حوزه سیاست، ارجمند باشد، ناچار از پذیرش واقعیت‌های جاری جامعه هستیم. در غیر این صورت، به دلیل ناتوانی از ایجاد پیوندی موثر با نسل جدید، گذر زمان تجربه تلخی رقم خواهد زد.

به دیگر سخن باید به این نکته توجه شود که مشهد به عنوان بزرگترین مرکز مذهبی ایران و یکی از پایگاه‌های اصلی تمدن ایرانِ اسلامی در شرق کشور، در آوردگاه تاریخ، راهی بس طولانی و پر فراز و نشیب را طی کرده تا به جایگاهِ امروز یعنی دومین کلان‌شهر کشور رسیده است. خاصه رخدادهای پانصد سال اخیر که شاهد برآمدن و فروافتادن صفویان، افشاریان، زندیان و قاجاریان بوده است. نیز رخدادهایی که در فاصله زمانی بین دو انقلاب مشروطیت و انقلاب اسلامی در این موضع جغرافیایی به ظهور پیوسته، نقشی سترگ در شکل‌گیری شخصیت تاریخی و فرهنگی امروزِ شهر و شهروند مشهدی دارد.

اما باید اذعان و اعتراف کرد به دلایلی چند که طرح آن در این مجمل نمی‌گنجد، موزه‌های اصلی مشهد از جمله موزه بزرگ خراسان، مجموعه موزه‌های تحت پوشش آستان‌قدس رضوی و … کمتر از این زاویه به تاریخ شهر مشهد توجه داشته و بیشتر درگیر کلیشه‌های مرسوم هستند. یا همانند آنچه در موزه بزرگ خراسان دیده می‌شود، اصولاً بازخوانی و بازنمایی هویت فرهنگی و تاریخی شهر مشهد به ویژه تاریخ معاصر آن، فاقد جایگاه مشخص در موزه است و یا مانند موزه‌های آستان‌قدس رضوی، صرفاً ابعاد مذهبی شهر مورد توجه است. در این میان حداکثر تلاشی که گاه دیده می‌شود، اختصاص بخشی کوچک به تصاویر قدیمی شهر با رویکرد زندگی اجتماعی و خاطره‌بازی (Nostalgia) در برخی ابنیه تاریخی مانند حمام شاه (مهدی‌قلی بیک) خانه‌های تاریخی و دیگر نظایر آن است.

حال آنکه به دلیل اهمیت سیمای تاریخی شهر به ویژه تاریخ معاصر در شکل‌گیری هویت امروزی شهر و شهروندان، به خصوص نسل جدید، ضرورت پرداختن به آن و پیشگیری از فراموش شدن ارزش‌های نهفته در آن، غیر قابل انکار است. در این میان موزه‌ها می‌توانند نقشی محوری و تأثیرگذار در انتقال ارزش‌ها، خاطرات جمعی و تجربه نسل‌های پیشین به آیندگان داشته باشند، مشروط به آنکه در نظام اولویت‌بندی تعریف شده برای آنها بر وجه غیرمذهبی تاریخ شهر، به ویژه در پیوند با تاریخ معاصر آن توجه کافی صورت پذیرد و از غلبه نگاه فقط مذهبی یا ایدئولوژیک خودداری شود. یادآوری این نکته بایسته است که ایجاد توازن و توجه به چهره غیرمذهبی تاریخ مشهد، به معنای نفی جایگاه مذهبی و مقدس شهر نیست؛ بلکه دعوتی برای ترسیم تصویر کامل‌ از هویت شهر است. زیرا برای حفظ انسجام اجتماعی و حتی تقویت جایگاه مذهب در بلندمدت، باید فضایی برای بیان سایه‌روشن‌های تاریخی و تجربیات شهروندی فراهم کرد؛ اگر از اهل عبرت باشیم.