ابوالقاسم عابدین پور عضو جبهه اصلاحات خراسان رضوی
📌
توافقهای سیاسی و بینالمللی معمولاً بهعنوان نقطه عطفی در مسیر کشورها شناخته میشوند، اما تجربه نشان داده است که موفقیت یا شکست یک توافق بیش از آنکه به متن توافق وابسته باشد، به نحوه مدیریت دوران پس از آن بستگی دارد. برای ایران نیز هرگونه توافق، صرفاً یک فرصت ایجاد میکند؛ بهرهبرداری از این فرصت نیازمند برنامهریزی دقیق و اصلاحات عمیق اقتصادی و مدیریتی است.
ابوالقاسم عابدین پور عضو جبهه اصلاحات خراسان رضوی
توافقهای سیاسی و بینالمللی معمولاً بهعنوان نقطه عطفی در مسیر کشورها شناخته میشوند، اما تجربه نشان داده است که موفقیت یا شکست یک توافق بیش از آنکه به متن توافق وابسته باشد، به نحوه مدیریت دوران پس از آن بستگی دارد. برای ایران نیز هرگونه توافق، صرفاً یک فرصت ایجاد میکند؛ بهرهبرداری از این فرصت نیازمند برنامهریزی دقیق و اصلاحات عمیق اقتصادی و مدیریتی است.
۱. ثبات اقتصادی و مهار تورمنخستین اولویت ایران پس از توافق باید ایجاد ثبات در اقتصاد کلان باشد. سالها تورم بالا، نوسانات ارزی و کاهش قدرت خرید، فشار سنگینی بر خانوارها و بنگاههای اقتصادی وارد کرده است. اگر توافق منجر به افزایش دسترسی به منابع ارزی شود، این منابع باید در جهت تثبیت بازار ارز، کاهش کسری بودجه و کنترل تورم به کار گرفته شوند.در چنین شرایطی، سیاستگذاری پولی منضبط و جلوگیری از رشد بیرویه نقدینگی اهمیت ویژهای پیدا میکند. بدون مهار تورم، دستاوردهای اقتصادی توافق به سرعت از بین خواهد رفت.
۲. جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجیسرمایهگذاری موتور اصلی رشد اقتصادی است. توافق میتواند بخشی از ریسکهای سیاسی و اقتصادی را کاهش دهد و زمینه ورود سرمایه و فناوری را فراهم سازد. اما سرمایهگذاران تنها به رفع تحریمها توجه نمیکنند؛ آنها به امنیت حقوقی، ثبات قوانین و شفافیت اقتصادی نیز نیاز دارند.ایران باید با اصلاح مقررات، کاهش بوروکراسی و حمایت از حقوق مالکیت، محیطی مناسب برای فعالیت سرمایهگذاران ایجاد کند. در غیر این صورت، فرصتهای ناشی از توافق به سرمایهگذاری پایدار تبدیل نخواهد شد.
۳. کاهش وابستگی به نفتیکی از مهمترین چالشهای تاریخی اقتصاد ایران وابستگی شدید به درآمدهای نفتی است. توافق ممکن است صادرات نفت را افزایش دهد و درآمد بیشتری در اختیار دولت قرار دهد، اما تکرار الگوی گذشته میتواند کشور را دوباره در معرض آسیبپذیری قرار دهد.درآمدهای نفتی باید به توسعه زیرساختها، افزایش بهرهوری و حمایت از بخشهای مولد اقتصاد اختصاص یابد. گسترش صادرات غیرنفتی، توسعه صنایع دانشبنیان، گردشگری و بخش خصوصی رقابتی میتواند زمینهساز رشد پایدار و کاهش وابستگی به نفت باشد.
۴. اجرای اصلاحات ساختاریهیچ توافقی به تنهایی قادر به حل مشکلات ساختاری اقتصاد ایران نیست. نظام بانکی، ساختار بودجه، نظام مالیاتی و شیوه توزیع یارانهها نیازمند اصلاحات جدی هستند. بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور ریشه در ناکارآمدیهای داخلی دارند و حتی در صورت رفع محدودیتهای خارجی نیز باقی خواهند ماند.اصلاحات ساختاری اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینههای سیاسی و اجتماعی داشته باشد، اما شرط لازم برای دستیابی به توسعه پایدار و افزایش کارایی اقتصاد است.
۵. گسترش تعاملات منطقهای و جهانیپس از توافق، ایران باید از فرصت ایجادشده برای توسعه روابط اقتصادی با کشورهای منطقه و جهان استفاده کند. موقعیت جغرافیایی ایران ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به یک مرکز تجاری و ترانزیتی در منطقه فراهم کرده است.گسترش همکاریهای اقتصادی، جذب فناوریهای نوین و حضور فعال در زنجیرههای تأمین جهانی میتواند به افزایش رشد اقتصادی، اشتغال و رقابتپذیری کشور کمک کند. سیاست خارجی اقتصادیمحور میتواند مکمل مهمی برای اصلاحات داخلی باشد.
توافق را نباید پایان مشکلات اقتصادی ایران دانست، بلکه باید آن را آغاز یک دوره جدید از فرصتها و مسئولیتها تلقی کرد. اگر سیاستگذاران بتوانند ثبات اقتصادی را برقرار کنند، سرمایهگذاری را افزایش دهند، وابستگی به نفت را کاهش دهند، اصلاحات ساختاری را پیش ببرند و تعاملات بینالمللی را گسترش دهند، توافق میتواند به سکوی پرتابی برای توسعه کشور تبدیل شود. در غیر این صورت، دستاوردهای آن محدود و موقتی خواهد بود.












