قانون اساسی مشروطه به اقدامات اصلاحی مصدق کمک کرد
قانون اساسی مشروطه به اقدامات اصلاحی مصدق کمک کرد

یک استاد دانشگاه گفت: بابیان اینکه یکی از مواردی که در دوران مصدق به او در راستای اصلاحات کمک می‌کند قانون اساسی مشروطه بود، اظهار کرد: مصدق قانون اساسی مشروطه را می‌خواست پیاده کند که شاه تنها سلطنت کند نه حکومت.

به گزارش اختر شرق؛ فخر عالمی در سلسله جلسات تبارشناسی و آسیب‌شناسی جریان اصلاحی پس از انقلاب اسلامی که در دفتر جامعه زنان انقلاب اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، بابیان اینکه جریان اصلاح و تحول در دو بستر به‌طورکلی در تاریخ تحولات جوامع انسانی مطرح بوده است، عنوان کرد: یکی در بستر فرهنگی دینی و اجتماعی و دیگری در بستر تحولات سیاسی و اقتصادی که همپوشانی هم در این تحولات داشته و تأثیر بسزایی برهم داشته است.

وی بابیان اینکه در سنت اصلاحی فرهنگی و دینی یک نوع رویکرد تحول ‌طلبانه اصلاح وجود دارد، رویکرد دوم انقلاب بوده، عنوان کرد: نوع سوم آن‌که شریعتی مطرح می‌کند به‌عنوان اصلاح انقلابی است؛ ویژگی عمده جریان اصلاحی این بوده که نقش عامل انسانی در آن پررنگ‌تر است.

این استاد دانشگاه توضیح داد: باید اذعان داشت که اصلاح در یک جامعه ارجحیت دارد چراکه زمان کافی در اختیار قرار می‌دهد و نقش عامل انسانی در آن بیشتر است، اما اشکال اصلاحات این است که در فرآیند زمانی دچار فرسایش اهداف می‌شود.

فخر عالمی بابیان اینکه در بحث اصلاح سیاسی اقتصادی نیز تاریخ روشنی وجود دارد، تشریح کرد: بعد از نهضت مارکس و روی کار آمدن جریانات چپ در اروپا در ۱۹۰۰ دو نحله در آلمان ایجاد می‌شود. به‌موازات آن‌ها جریان سوسیال دمکراتیک ایجاد می‌شود که بر سر گذر از دوره سرمایه دموکراسی به سوسیال‌دموکراسی است. کسانی چون رزا لوکزامبورگ معتقدند که تنها باید با رویکرد انقلابی به سمت سوسیال‌دموکراسی حرکت کنیم.

وی ادامه داد: تأکید لوکزامبورگ بر این موضوع تا حدی بود که مبدأ اصلی نظریه اصلاح‌طلبی در دنیای مدرن را مورد هجمه زیادی قرارداد.

وی بابیان اینکه رزا لوکزامبورگ اعجوبه انقلاب است گفت: برن اشتاین مطرح می‌کند که آن‌ها نیز مدافع تحقق سوسیال‌دموکراسی هستند، اما تحقق این سوسیال‌دموکراسی تحول بنیادی در مبانی سیاسی و اقتصادی کشور است.

فخر عالمی بابیان اینکه اصلاحات به شکل پراگماتیستی در تاریخ سابقه‌ای طولانی دارد افزود: اصلاحات پراگماتیستی مبنایی نبوده است بلکه بیشتر برای بقای حاکمیت جاری بوده است؛ اما اصلاحات بنیادی که الگوهای اساسی سیاسی و اقتصادی را تغییر می‌دهند حساب جداگانه‌ای برای خوددارند.

وی بابیان این مطلب که در سوسیالیست دموکراسی برن اشتاینی اعتقاد بر این است که دولت بایستی بر زیرساخت‌های اقتصادی نظارت داشته باشد اما نه همه نهادهای اقتصادی، عنوان کرد: جریانات اصلاح‌طلبی در غرب نیز عموماً مبتنی بر حرکت‌های سوسیالیست دموکراسی‌خواهانه هستند.

این استاد دانشگاه بابیان این مطلب که اگر مبانی حرکت‌های اصلاح‌طلبی درست باشد باوجود زمان‌بر بودن نتیجه خود را در بر خواهد داشت، خاطرنشان کرد: در ایران بیشتر حرکت‌های اصلاح‌طلبی پراگماتیسم بوده است. برای نمونه زمانی که از شخصیتی چون امیرکبیر یاد می‌کنیم می‌بینیم که او تلاش زیادی برای ایجاد مدرسه، اقتدار دولت تضعیف، حکومت ملوک‌الطوایفی و غیره کرده است.

وی ادامه داد: اصلاح امیرکبیر اصلاحی نبود که پایه‌های اجتماعی داشته یا در میان مردم نفوذ به همراه داشته باشد از سویی دیگر ازآنجاکه به‌شدت این نوع اصلاحات متکی به دولت است تا زمانی که قدرت داشته باشد می‌تواند این توانایی را داشته باشد؛ بنابراین غالب جریانات اصلاحی در ایران مصلحان پراگماتیستی بودند تا جایی که به دکتر مصدق می‌رسد.

وی مطرح کرد: ایرج افشار در کتاب خود می‌نویسد اعتقادش بر این است تنها کسی که با الگوی برن‌اشتاینی اصلاح‌طلبی در مشی خود دارد دکتر مصدق است؛ به این معنا که وی هم دارای الگوی اقتصادی دارد که بیشتر جنبه سوسیال‌دموکراسی دارد.

فخر عالمی بابیان اینکه مصدق ازجمله اصلاحاتی که در حوزه اقتصادی انجام داد این بود که تغییراتی در رابطه بین مالک و زارع در کشاورزی انجام داد که موجب شد تولید میزان بالایی افزایش یابد، گفت: این امر موجب تأمین حقوق اجتماعی و از سویی دیگر منجر به افزایش تولید شد.

این استاد دانشگاه در پایان بابیان اینکه یکی از مواردی که در دوران مصدق به او در راستای اصلاحات کمک می‌کند قانون اساسی مشروطه بود، اظهار کرد: مصدق قانون اساسی مشروطه را می‌خواست پیاده کند که شاه تنها سلطنت کند نه حکومت.

خبرنگار: سارا ایزد خواه

image_printچاپ مطلب